محمدرضا مقدسیان

بیوگرافی شرح حال

محمدرضا مقدسیان در تهران به دنیا آمد و در دبیرستان پانزده بهمن خیابان خورشید درس خواند. پدرش کارمند راه‌آهن بود و مدام از ایستگاهی به ایستگاه دیگر در رفت و آمد. بنابراین دوران کودکی برای او با تصاویر شگفتی از مردمانی با آداب و رسوم عجیب و رازآمیز همراه بود. در نوجوانی همنشینی و دوستی با جوان‌های فعال و قصه‌نویس دبیرستان، کارشان را به تاسیس یک ایستگاه رادیویی و ساخت و اجرای برنامه‌های متنوع فرهنگی و هنری کشاند. بعدتر مقدسیان جوان در محله‌های قدیمی جنوب تهران عکاسی کرد. از دوستانش نقل است که ساعت‌ها بحث و جدل درباره‌ی قابلیت‌های تصویری همین عکس‌ها داشت که چطور می‌شود از آن‌ها فیلمی عالی ساخت. تجربه‌ی همکاری در «جنگ لوح، دفتری در قصه» به او یاد داد که چطور قبل از شروع فیلمبرداری، هر موضوعی را با نوشتن چندباره، تجربه و حس کند.          آشنایی و همکاری با محمدرضا اصلانی در فیملساز شدنش نقش کلیدی داشت . در اثر پژوهش و کار بر روی پروژ‌ه «کودک و استثمار» بود که اصلانی ساخت «کوره‌پز خانه» را بر عهده‌ی او گذاشت. مستند کوره‌پزخانه در سال ۱۳۵۹ جایزه‌ی بهترین فیلم مستند جشنواره فیلم مسکو را از آن خود کرد.

 

محمدرضا مقدسیان
  • arrow_drop_downادامه بیوگرافی

    مقدسیان با ساخت مجموعه «آب و آبیاری سنتی در ایران» توانست پدیده‌ی کاریز در ایران را به عنوان «یک منظومه»، یک نظامِ زندگی مورد بررسی قرار دهد. و بعدتر با ساخت مستند « سرود دشت نیمور» توانست آیین کهن لایروبی نهر نیمور را که ریشه در آیین‌ها و اسطوره‌های باستانی دارد؛ ثبت کند.

    او بعد از روی کارآمدن دولت اصلاحات در ایران و تاسیس شوراها، فیلمی با عنوان «گفت و گو در مه» ساخت که در آن جدال سنت با تجدد در قالب حاج کمال( رئیس شورای ده) و آذر ( از اعضای شورا) نمود یافت. جدالی جان‌کاه که وضعیت سیاسی- اجتماعی جامعه‌ی ایران در آن نمایان است.

    یکی دیگر از موضوعات مورد توجه و مهم برای مقدسیان در دوران تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران، مطبوعات و حرفه‌ی روزنامه‌نگاری بود. او سال‌ها بر روی کار مطبوعاتی و روزنامه‌نگاری تمرکز و پژوهش کرد اما به دلیل بی‌ثباتی حرفه‌ی خودش، مستندسازی، و هم بی‌ثباتی موضوع مطالعاتی‌اش، روزنامه‌نگاری در ایران، پروژه‌هایش نیمه‌تمام ماند. او در فیلم آخرش «خیلی خیلی محرمانه»  به نحوه‌ی کار در یک مجله‌ی طنز می‌پردازد.

    محمدرضا مقدسیان از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲، رئیس هیات مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران بود. و وقتی در سال ۱۳۹۰ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم خانه سینما را منحل اعلام کرد؛ مقدسیان از فعالان سرسخت بازگشایی مجدد خانه بود.

    مقدسیان در بهار ۱۳۹۴ در پی بیماری در بیمارستان تهران بستری شد و در یکم خردادماه همان سال درگذشت .

    یاد و نامش گرامی باد

دستاوردها
خیلی خیلی محرمانه منتخب نهمین جشنواره فیلم مستند ایران- سینما حقیقت ۱۳۹۴
گفت و گو در مه انتشار دی‌وی‌دی توسط هوای تازه ۱۳۹۰
دو ، سه چیزی که می‌توانم بگویم جایزه‌ی دوم نخستین جشنواره سراسری فیلم مستند کتاب ۱۳۸۷
به من نگاه کن (کار سوسن بیانی) جایزه بهترین تدوین چهارمین جشنواره‌ی فیلم مستند کیش ۱۳۸۲
گفت و گو در مه منتخب جشنواره فیلم مستند مارسی، فرانسه ۱۳۸۲
سرود دشت نیمور منتخب نخستین جشنواره فیلم مستند کیش ۱۳۷۸
در نیمه‌های راه جایزه بهترین مستند دهمین جشنواره هنری- ادبی روستا ۱۳۷۵
مجموعه آب و آبیاری سنتی در ایران جایزه‌ی بهترین سریال مستند نخستین جشنواره سیمای جمهوری اسلامی ایران ۱۳۷۴
آن سوی حصار جایزه بهترین فیلم مستند هفتمین جشنواره‌ی هنری-ادبی روستا ۱۳۷۲
در نیمه‌های راه دیپلم افتخار دومین جشنواره‌ی بین المللی فیلم کوتاه همدان ۱۳۷۱
سرود دشت نیمور جایزه بهترین فیلم مستند دومین جشنواره‌ی هنری-ادبی روستا ۱۳۶۶
کاریز، مبارزه با بیابان برنده جایزه ویژه جشنواره A.B.U ( اتحادیه بین المللی فیلمسازان تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه) ۱۳۶۷
کوره‌پز خانه جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره فیلم مسکو، روسیه ۱۳۵۹
کاریز، مبارزه با بیابان جایزه بهترین فیلم نخستین جشنواره هنری-ادبی روستا ۱۳۵۶