مستندسازی، آزمودن شرایط انسان هاست

جمعه ۱۷ آبان, ۱۳۹۸
متیو کلی
متیو کلی

مستندسازی، آزمودن شرایط انسان هاست

شیرین برق نورد

متیو کلی، نویسنده و کارگردان موفق سینمای مستند، بیش از ۲۵ سال است که در این عرصه فعالیت می کند و تا کنون قادر به دریافت چندین جازۀ معتبرجهانی گشته است. یکی ازمستندهای مشهور وی، “کامبوج، خون بارترین بازی” ، مستندی یک ساعته دربارۀ سیاست های خارجی آمریکا در قرن بیستم است. این فیلم منتخب جایزۀ بهترین مستند رسانه ای جشنوارۀ AFI گشت و جایزۀ کریس (Chris Award) سال ۲۰۰۲ را در بخش حقوق بشر و جایزۀ بهترین دستاورد در نوشتن و کارگردانی را از جشنوارۀ Western Australian Screen Awards از آن خود کرد.

یکی دیگر از مستندهای متیو با عنوان “آخرین قبیله نشینان”، مستندی یک ساعته دربارۀ آخرین بازماندگان بومی های سنتی استرالیا است. این فیلم موفق به دریافت مدال طلای چهلمین جشنوارۀ مستندهای رسانه ای نیویورک (۴۰th New York Festivals of Television Programming) و نیز منتخب جایزۀ بهترین مستند رسانه ای جشنوارۀ AFI در سال ۱۹۹۷ شد.

از دیگر فیلم های او می توان به “ناوگان های مخفی”، مستندی یک ساعته از داستان های ناگفتۀ زیردریایی های زنجیره ای بندر فریمنتال استرالیا در خلال جنگ جهانی دوم اشاره کرد. این فیلم برندۀ بهترین مستند جشنوارۀ فیلم و تلویزیون استرالیای غربی (WA Film & TV Festival ) گشت و موفق به نامیده شدن d’Honneux de Selection در بیست و هشتمین جشنوارۀ بین المللی du film maritime et d’exploration فرانسه شد.

متیو کلی فیلم های پلی میان دو دنیا (۲۰۰۹) ، معتاد به پول (۲۰۰۹)، شکار برای HMAS سیدنی (۲۰۰۸) ، داستان های بی باک زنان آسیا، امتیاز اقیانوس اطلس، برادر بزرگ جزیرۀ کریستمس را نیز در کارنامۀ فیلم سازی خود دارد.

تمامی فیلم های او در جشنواره های مستند جهان راه یافته اند و از شبکه های تلویزیونی بسیاری در سرتاسر دنیا پخش شده اند. فیلم های او بسیار متکی بر استفاده از آرشیو هستند.

در گفتگویی که با او داشتم تلاش کردم به قیاسی نه کامل ولی تا حدی معقول بین شرایط مستندسازی ایران و استرالیا، از مدت زمان ساخت آثار گرفته تا ساز و کارهای مالی حاکم بر آن و جایگاه فیلم مستند در میان جامعه و مسئولان و برنامه ریزان آن کشور برسم.

 لطفا دربارۀ شرایط  و روند فعلی مستند سازی از مرحلۀ ایده تا اکران و توزیع آن در استرالیا بگویید؟

متیو کلی: در استرالیا،  تلویزیون منبع اصلی تماشای فیلم های مستند است. امروزه، تعداد زیادی مستند با زمان های ۳۰ دقیقه تا یک ساعت در تلویزیون نشان داده می شوند. مستند های  ۹۰ دقیقه ای هم وجود دارند ولی تعدادشان بسیار کم است.  تلویزیون استرالیا، به شبکه های دولتی  و خصوصی تقسیم می شود. به تازگی، از سوی شبکه های جدید دیجیتالی نیز فشار زیادی بر روی آن ها است. هدف مستندهای شبکه های دولتی همواره بر این بوده تا فارغ از توجه به تعداد مخاطبین شان، صرفا دربارۀ مسائل استرالیا باشند. اما در عمل، هر دو تلویزیون دولتی و خصوصی به دلایلی متفاوت، تنها به میزان جذب هر چه بیشترمخاطبین توجه می کنند.  بدیهی است که شبکه های خصوصی نگران درآمدزایی هستند چون هر چه تعداد بیننده هایشان بالاتر باشد، آن ها بیشتر می توانند قیمت تبلیغات خود را بالاتر ببرند.  تلویزیون های دولتی نیز عملا همین دغدغه را دارند چون هر سه سال یک بار برای تولید برنامه های خود، می بایست از دولت درخواست پول و سرمایه کنند. اساس دریافت آن سرمایه نیز منوط به تعداد بیننده های برنامه هایشان است. بنابراین حدود ۶، ۷ سال است که برای آنها نیز حتمی شده تا برنامه های عامه پسند تری بسازند، روندی که  روز به روز رایج تر می شود. این چکیده ای از چشم انداز کلی مستندسازان امروز استرالیا است که به گمانم مانند هر جای دیگر دنیاست.  تلویزیون وجه سفارشی بودن مستندها را افزایش می دهد و دربارۀ مدت زمان و محتوای آن ها تصمیم می گیرد.

تقسیم Fundها به چه صورت است؟

متیو کلی: در استرالیا سه بودجۀمتفاوتوجود دارد. یکی، بودجۀ پیش تولید که شامل تحقیق، بسط و تکمیل ایده  و طرح فیلم است. دیگری بودجۀ  تولید فیلم  و سومی، بودجۀ توزیع و پخش.

ممکن است فیلمساز همۀ آن ها  را  دریافت نکند؟

متیو کلی: نه،  لزوما هر سه بودجه را نمی گیری. اگر بتوانی بودجۀ پیش تولید را بگیری، بقیه را هم خواهی گرفت.  اما گرفتن بودجه برای ایده و داستان فیلم بسیار دشوار است. عموما، مرحلۀ رسیدن ایده به چیزی که بتوانی آن را به کسی نشان دهی، حال می خواهد نوشته باشد یا مجموعه ای از راش، با پول و سرمایۀ  شخصی خودت اتفاق می افتد.

شبکه های دولتی هیات انتخابی دارند که مسئول بررسی طرح  و تایید آن برای ساخت هستند. هرشبکه تنها می تواند ۵۰ تا ۷۰ ساعت در سال مستند نشان دهد. این در حالی است که هیات انتخاب با چیزی حدود ۲۰۰، ۳۰۰ مستند ساز مواجه است. این تعداد، در واقع مستندسازان فعال و جدی استرالیا هستند. بدیهی است  اگر بخواهم تعداد مستند سازان دیگر را هم  که با بودجه های شخصی خود فیلم می سازند به آن ها اضافه کنم  به چیزی حدود ۱۰۰۰ نفر می رسیم. پس تعداد متقاضیان نسبت به فرصت های محدودی که موجود است بسیار زیاد است.  به دلیل آن که استرالیا سرزمین وسیعی است، هیات انتخاب نمی تواند تنها در سیدنی یا ملبورن، جاهایی که به صورت دائم  در آن مستقر هستند، بمانند.  آن ها موظفند به تمام شهرهای بزرگ استرالیا  سفر کرده ومستندسازان را از فرصت ملاقات  خود بهره مند سازند. در صورت علاقمندی به ایده و طرحت، کاغذ سربرگ داری به تو می دهند با این مضمون که ایده را جالب دیده اند و دوست دارند آن را کامل تر ببیند. این  ورقۀ بسیار خوبی است چون با آن می توانی به  اصلی ترین مرکز دولتی تامین بودجه در شهر پرت، Screen West، بروی و درخواست بودجۀ تکمیل فیلمنامه ات را کنی . معمولا بین ۶ تا ۸ ماه طول می کشد تا طرحت به فیلمنامه تبدیل شود. این زمانی است که  برای تحقیق، مصاحبه با مردم، ضبط راش و نوشتن فیلمنامه صرف می شود. پس از تکمیل فیلمنامه،  می بایست دوباره از هیات انتخاب وقت بگیری و همۀ کارهایی را که کرده ای به آن ها گزارش دهی و متقاعدشان کنی که فیلمنامه ات قابلیت ساخت دارد. پس از بررسی، آن ها تصمیم می گیرند که آیا طرح تو کار خواهد کرد یا محدودیت های زیادی در آن وجود دارد. این روندی پیچیده، طولانی و طاقت فرساست چون ممکن است تا آخرین مراحل دریافت بودجه بروی و درنهایت با این جمله مواجه شوی: متاسفیم، تصمیم گرفتیم این فیلم را سرمایه گذاری نکنیم.

اگر کاغذ سربرگ دار آن ها را در همان ابتدا دریافت نکنی معنیش این است که تمام مرحلۀ پیش تولید فیلمت را می بایست با پول خودت طی کنی. آن ها، مستندها را بر اساس تم و موضوع دسته بندی می کنند. مثلا مستندهایی با تم تاریخی یا مستندهای پرتره و غیره. دسته بندی مستندها به دلیل عدم انعطاف پذیری تلویزیون است. آنها می بایست به برنامه هایشان عنوان دهند تا بیننده پیدا کنند و این، کار برای ما مستندسازان را سخت می کند چرا که در مرحلۀ تحقیق، باید به برنامه و هدف آن ها توجه کنی، شیوه ای را که آن ها شرح داده اند بفهمی و به فیلمنامه ای که با آن شرایط همخوانی داشته باشد برسی.  بدیهی است اگر بتوانی بودجۀ فیلمت را شخصا تامین کنی، آزادی تا هر کاری که بخواهی انجام دهی و در آخر هم، امکان فروش آن به تلویزیون دولتی یا خصوصی برایت وجود خواهد داشت.

اتفاق دیگری که در استرالیا می افتد این است که هر ساله یک کنفرانس بزرگ مستند به صورت چرخشی در سرتاسر کشور برگزار می شود. در این مراسم، هیات انتخاب شبکه های دیگر دنیا مثل  Discovery، NHKو شبکه های اروپایی نیز حضور دارند. این کنفرانس بیشتر شبیه یک فستیوال، گردهمایی و نیز رخدادی است که در آن هر شرکت کننده سعی بر این دارد تا پروژه اش به تحقق بپیوندد.  به مدت یک هفته، مستندسازان استرالیایی سعی می کنند تا دور هم جمع شوند و با اعضای هیات انتخاب فیلمنامه ها برای سرمایه گذاری ملاقات کنند. در سال های اول، فضای این کنفرانس بازتر و فرهنگی تری بود اما متاسفانه هر چه بیشتر می گذرد راهیابی به آن سخت تر و گران تر می شود. مثل این است که به تو می گویند برای دیدن ما پول کافی نداری، پس کار زیادی نمی توانیم  برایت انجام دهیم. فکر می کنم ماهیت این کنفرانس نباید این باشد. آنها باید درهایشان را باز بگذارند و از ایده های فیلمسازان و گفتگو دربارۀ آن ها استقبال کنند.

در کنار همۀ اینها، شبکه های پولی را هم باید اضافه کرد که اززمان حضورشان، یعنی حدود ۱۵ الی ۲۰ سال  پیش، بازار فیلم را تحت تاثیر خود قرار داده اند. این شبکه ها در آغاز، مستندهای استرالیایی را به هیچ وجه در نظر نمی گرفتند چون می توانستند برنامه هایشان را با قیمتی ارزان از خارج بخرند. سال ها طول کشید تا دریافتند مردم تشنۀ شنیدن داستان های داخل کشورشان هستند. بنابراین، به تدریج شروع به سرمایه گذاری و تولید مستندهای داخلی کردند. البته  در مقیاسی بسیار کم: تنها سه مستند در سال. پس می بینیم در اینجا هم فرصت ها وجود دارند، ولی روند همۀ آنها بر اساس پول است و تصمیمات تجاری بر همه تصمیمات می چربد.

 شرایط یک فیلمساز مستقل برای ساخت سوژه مورد علاقه خود چیست؟

متیو کلی: این است که به Screen Australiaکه  در واقع بدنه اصلی حمایت از پیش تولید و تولید فیلم های داستانی کوتاه و بلند، اولین فیلم فیلمسازان و نیز فیلم های مستند است رجوع کند. بدیهی است که بودجه ها بسیار کم است چون می بایست تولیدات تمام استرالیا را پوشش دهند. در Screen Australiaهر ساله بودجۀ مخصوصی به مستند اختصاص دارد. این بودجه به مستندسازی داده می شود که اولا هدفی تجاری از ساخت فیلم خود ندارد. دوما، سوژه فیلمش نقطه نظر شخصی وی است و سوما مخاطب فیلمش، لزوما گسترده و وسیع نیست. جالب است بدانی که تنها یک بودجه برای ساخت چنین مستندی در سرتاسر استرالیا وجود دارد. این بودجه نیز معمولا به مستندسازانی تعلق می گیرد که سالها در این رشته فعالیت کرده  و موفق بوده اند. بغیر از آن، مستندسازان به نامی در استرالیا وجود دارند که سوژه های خود را با بودجه های شخصی خود می سازند با این اعتقاد که این فیلم می بایست ساخته شود چون نیازش حس می شود. گاهی اوقات هم پیش می آید که یک شبکه تلویزیونی فیلم را جذاب یافته  و خریداریش می کند. اما واقعیت این است که آن مستندساز ۵ سال از زندگیش را بر روی ساخت آن فیلم می گذارد و تلویزیون تنها حاضر است آن  را  به قیمت ۳ هزار دلار خریداری کند. پس می بینی که  با وجود تفاوت های زیاد شرایط مستندسازی در اینجا و ایران، تشابهات فراوانی هم پیدا می شود.

دربارۀ بودجۀ  توزیع و پخش فیلم توضیح دهید؟ کی و چگونه این بودجه به فیلمساز داده می شود؟

متیو کلی: شبکه های دولتی، مستند ساز را مشمول حق پخش که در واقع سه بار نمایش فیلم در طول ۵ سال است می کنند. حق پخش می تواند انحصاری یا غیر انحصاری باشد اما معمولا غیر انحصاری است. معنیش این است که در طول ۵ سال  از زمان عقد قرارداد، می توانی مستندت را به غیر از شبکه های داخل استرالیا، به هر شبکۀ  دیگر در جهان بفروشی. در چنین مواقعی، درصدی از بودجه به پخش و توزیع آن اختصاص می یابد. این دیگر بستگی به توان تهیه کننده در دریافت آن بودجه دارد چرا که می بایست ملزم به رعایت ضوابط و معیارهای مشخصی که از سوی مراکز تامین بودجه تعیین شده است شود. اگر فیلمت توسط یکی از شبکه های دولتی ساخته شود، این بودجه خود به خود به فیلم اختصاص می یابد. اما متاسفانه، اخیرا Screen Australiaطرح تهیه کنندگی پایاپای را به اجرا درآورده که معنی اش این است که تهیه کننده می بایست تا وقتی برنامه اش در تلویزیون پخش شود، کسر بودجه را پرداخت کند و تنها پس از نمایش فیلم در تلویزیون است که Screen Australiaمابقی بودجه را به او خواهد داد. این واقعا بار سنگین مالی ای بر دوش یک تهیه کننده است. بدیهی است وقتی تاریخ  مجوز سه بار نمایش فیلم  در ۵  سال تمام شود، می توانی فیلم خود را به هر کس در داخل استرالیا نیز بفروشی. اما مشکل این است که بیشتر شبکه ها، خواهان اولین اکران فیلم هستند، چیزی که تمام بازار پخش را محدود می کند. من مستندسازانی را می شناسم که طرح شان انتخاب شده ولی به دلیل همین تهیه کنندگی پایاپای قادربه ساخت فیلمشان نشده اند. نکتۀ ناامید کننده این طرح، جذب فیلم سازان داستانی بلند خارجی به استرالیا است. این در حالی است که فیلم مستند ،همان نقش فیلم داستانی بلکه مهم تر را دارد. در حال حاضراین طرح مورد بازبینی قرارگرفته است چون مستند سازان بسیاری از آن انتقاد کرده اند.

مدت زمان معمول ساخت یک مستند در استرالیا چقدر است؟

متیو کلی: این به  نوع  پروژه و موضوعش بستگی دارد. ممکن است ایده ای به ذهنتان برسد ولی پس از ۵ یا ۶ سال ساخته شود چرا که زمان ساخت آن مناسب نبوده . بعضی اوقات، باید صبر کرد تا زمان و سوژۀ مناسب از راه برسد. ولی معمولا زمان تحقیق و تکمیل طرح و فیلمنامه ۶ ماه است و زمان معمول برای ساخت آن بین ۱۸ ماه تا دو سال است.

حداقل بودجه برای ساخت یک مستند ۳۰ دقیقه ای چقدر است؟ آیا این بودجه برای ساخت آن کافی است یا شما را با مشکلات همراه می سازد؟

متیو کلی: اخیرا ABC(یکی از شبکه های دولتی استرالیا) ، نرخ بودجه های جدید را منتشر کرده است. بر طبق آن، حداقل بودجه برای یک مستند ۳۰ دقیقه،  ۱۲۵ هزار دلار استرالیا برآورد شده است.

واقعا؟

متیو کلی: بله این حداقل بودجه است. با این بودجه، تنها قادری در شهر خودت فیلم بسازی. اگر بخواهی  به شهرهای دیگر سفر کنی  این مقدار پول کافی نخواهد بود.

با این اوصاف، بودجه یک مستند ۵۲ دقیقه ای چقدر است؟

متیو کلی: حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار دلار استرالیا. در شهر پرت، شرکت هایی با تشکیلات بسیار وسیع و فیلمسازان  و کارمندان تمام وقت وجود دارند که دائما در حال تولید فیلم مستند  در داخل  و خارج کشورند. آن ها حتی نمی توانند مستندی یک ساعته را با بودجه ای کمتر از یک میلیون دلار تصور کنند چون به اعتقاد آن ها ارزش وقت گذاری پای ساختش را ندارد. وقتی از یک میلیون دلار حرف می زنی، معنی اش پخش گستردۀ آن شرکت ها از جملهپیش فروش به شبکه های معتبر جهانی مثل  Discoveryو  National Geographicاست. این پیش فروش ها کمک زیادی به تامین بودجه می کنند. در واقع آن ها قادرند پروژه هایشان را حتی قبل از ساخت، با مبالغ قابل توجهی به آن شبکه ها بفروشند چون از کیفیت تولیداتشان مطمئند.

ساده ترین شیوه اما، رجوع مستند ساز به شبکه های ملی و دولتی و ارائۀ  ایده به آن هاست. بهرحال همۀ ما این قانون نانوشته را می دانیم که مستند سازی به ندرت سود آور است. در مستندهای دولتی معمولا برگشت مالی ای وجود ندارد. اما جای شکرش باقی است که دولت خود را متعهد به تولید فیلم مستند می داند. ما می بایست این روند را به شدت حمایت کنیم.  پس قید میلیون ها دلار در سال را می زنیم تا این رویه پابرجا بماند. نکته مثبت این روند، فرهنگی  بودن آن است و نکته منفیش این که اگر تغییری درهیات دولت رخ دهد، شیوۀ آن نیز تغییر خواهد کرد. ممکن است دولت  جدید  بگوید چرا پولمان را صرف ساخت برنامه هایی کنیم که هیچکس نمی بیندشان؟ به همین دلیل به راحتی می توانند بودجه ها را قطع  کنند. این چیزی است که هر لحظه می تواند اتفاق بیافتد و همیشه  پشت ذهن ما مستندسازها است. همانطور که در سال ۱۹۷۰ اتفاق افتاد. تعداد مستندسازان در آن سال ها کم بود ولی به واسطه همین حمایت دولت بود که به تدریج به تعداد مستندسازان استرالیا افزوده شد.

باید بگم بودجه هایی که مثال زدید قابل مقایسه با بودجه های موجود در ایران نیست. با بودجه یک مستند ۳۰ دقیقه در استرالیا، ما در ایران می توانیم یک مستند یا فیلم داستانی ۹۰ دقیقه بسازیم.

متیو کلی: آره، می توانم به خوبی تصور کنم.

البته، خرج ها هم در مقایسه با کشور شما قطعا کمتر است. اما گاهی اوقات، ما واقعا با هیچ فیلم می سازیم چرا که دوست داریم  فیلم بسازیم. شاید به نظر معقول و قابل درک نیاید.

متیو کلی: درسته، ولی شما نسبت به اعتقاد خود راسخ و مصممید چون این راهی است که بواسطه آن، عقایدتان را ابراز می کنید. این لازمه فیلم سازی است. تا جایی که می دونم، فیلمسازی واقعی یعنی همین.

درسته، ولی با بودجه کم، دیگر آن مرحلۀ پیشرفت طرح که شرح دادید به درستی اتفاق نمی افتد.  بودجۀ کم تاثیرات مخربی در روند ساخت فیلم می گذارد چون همیشه باید کارها را در مقیاسی کوچک و به صورتی ناقص انجام داد.

متیو کلی: کاملا موافقم. این مسئله در اینجا هم صدق می کند. به غیر از همان ۱۰، ۱۲ شرکت بزرگی که در تمام استرالیا وجود دارند، مابقی، افرادیند که در مقیاس هایی کوچک کار می کنند. مثل من و همسرم که در منزلمان کار می کنیم و تنها یک دفتر تولید در خانه داریم، همین و بس. وقتی پروژه ای را شروع می کنیم، فقط من و او هستیم که بیشتر اوقات بصورت تمام وقت کار می کنیم. سپس، عوامل فیلم را که تعدادشان گاه به ۳۰ نفر می رسد استخدام می کنیم. ۹۰  درصد مستندسازان استرالیا به همین شیوه کار می کنند. ما به آن، فیلم سازی “ازدست به دهان رسیدن”hand-to-mouth،می گوییم.  مانمی دانیم پروژه بعدی کی به سراغمان می آید، چیزی که شرایط را سخت و نگران کننده می کند.

اتفاق غریب و ناامیدکنندۀ  دیگری که در شبکه های تلویزیون استرالیا، خصوصا شبکه های خصوصی، در حال وقوع است تولید فراوان فیلم هایی مستند گونه با عنوان “واقعیات سرگرم کننده” است. این پدیده ای کاملا نا معمول است  که به طرزی چشمگیر در طول ۵ سال گذشته بوجود آمده. هدف این برنامه ها نمایش داستان هایی واقعی به گونه ای سرگرم کننده است. سوژه های آن ها معمولا پشت صحنه ایستگاه های پلیس، بیمارستان ها و یا فعالیت های مخفی قاچاقچیان است.

 شبیه همان گزارش های تصویری اخبار هستند؟

بله، در واقع نسخۀ پیشرفتۀ آن گزارش هایند. آن ها برنامه هایی احساسات برانگیز، نمایشی و با تصاویری تمیز و نو و به شدت عامه پسند هستند. این گرایش جدید شبکه های خصوصی توجیه پذیر است چون تمام سیاست های آن ها حول ضرورت های مالی می چرخد. فیلم سازان زیادی هم جذب این سیستم شده اند چون بودجۀ این فیلمها حتی از بودجه هایی که حرفش را زدیم نیز بیشتر است با این تفاوت که فیلمساز هیچ حقی در کپی رایت فیلمش نخواهد داشت.

فکر می کنید تولید این برنامه ها برخواسته از نیاز تماشاگران است؟

نه، هرگز. این خواستۀآدم هایی است که کنترل شبکه ها  را برعهده دارند. آن ها دارای برداشتی غلط از تماشاگران هستند و می خواهند به هنگام درخواست بودجه از دولت، تعداد مخاطبین برنامه هایشان را به رخ بکشند. معتقدم که اکثریت مردم آن قدرها هم علاقمند به این نوع برنامه ها نیستند. مصداق آن  زمانی است که به بهانۀ رخدادی در کشور، شبکه ای خصوصی مستندی جدی و واقعی پخش می کند. آمار نشان داده که تعداد مخاطبین آن مستندها بسیار زیاد است. پس مخاطبین مستندهای واقعی هم فراوانند ولی استدلال شبکه ها این است که نمی توانند این نوع مستندها را هرهفته نمایش دهند. این واقعیتی ناامید کننده است که با آنکه مستندهای ما قدرت جذب تماشاگر دارند، از سوی شبکه های خصوصی پذیرفته نمی شوند. متاسفانه حتی شبکه دولتی ای مثل ABCهم برای اولین بار درهمین ماه، اقدام به برپایی وورک شاپی در شهر پرت برای جمع آوری طرح هایی با عنوان “واقعیات سرگرم کننده” کرد. به جای مسائل عمیق و دشوارجامعه، آن ها به دنبال طرح هایی سبک و سرگرم کننده بودند. برگزاری وورک شاپ بدین منظور نیز کاری غیر معمول  و ابتکاری کاملا جدید بود.

شرایط حق مالکیت فیلم ها به چه صورت است؟

حق مالکیت فیلمهای ساخته شده توسط ارگان های دولتی، صد در صد مخصوص به آن هاست. اگر فروش بین المللی وجود داشته باشد، تقسیم سود، بین سرمایه گذار و تهیه کننده، ۵۰، ۵۰ است. جالب است که تازگی، آن ها مرتبا از فیلم سازها می پرسند آیا می خواهند سهمی در حق مالکیت فیلمشان داشته باشند یا نه.  یعنی پس از گذشت ۷ سال، وقتی که سود کافی از فروش آن فیلم به دست آوردند و جای دیگری را برای فروش آن ها پیدا نمی کنند، فیلم را به فیلمساز می بخشند. سرمایه گذارها ،ارزش فیلمی را که سرمایه گذاری می کنند می دانند.  پس تا آن جا که می شود، آن را برای خود نگه می دارند تا هر اندازه سود که از فروش آن می توانند داشته باشند به دست آورند. من در حال حاضر مشغول گفتگو برای پس گرفتن حق مالکیت برخی از فیلم هایم هستم. پس از آن می توانم هرکاری بخواهم با فیلم هایم انجام دهم. آن ها را در اینترنت بگذارم، دی وی دی شان را بفروشم و غیره.

 چند درصد بودجه یک فیلم به کارگردان و دیگر عوامل فیلم تعلق می گیرد؟

متیو کلی: برای این منظور، جدول استاندارد دستمزد وجود دارد. در آغاز یک پروژه، تهیه کننده از کارگردان می پرسد که بر اساس جدول موجود، دستمزدش چقدر است؟ این بستگی به نوع مستند شما هم دارد. اینکه آیا این فیلم در مدت ۹ ماه یا یک سال یا بیشتر ساخته می شود. البته  گذشته از همۀ این ها، میزان بودجۀ موجود، تصمیم نهایی را می گیرد. اگر بودجه یک مستند، ۵۰۰ هزار دلار باشد، کارگردان انتظار دریافت ۳۵ تا ۴۰ هزار دلار آن را دارد. این به منزله دستمزد او در مدت زمان تعیین شده و نه بیشتر است. مسلما اگر روند ساخت فیلم با مشکل مواجه شود، قیمت ها دستخوش تغییر می گردند و کارگردان دوباره وارد مذاکره مالی با تهیه کننده می شود. همین سیستم برای بقیه عوامل هم صدق می کند. دستمزد یک فیلمبردار خوب حداقل ۵ هزار دلار درهفته است.  پس اگر مدت زمان فیلمبرداری، ۸ هفته باشد، ۴۰ هزار دلار بودجه به فیلمبردار اختصاص می یابد. در مرحله تدوین نیز اینکه  صاحب باکس تدوین باشی یا مجبور به اجارۀ آن  شوی، از جلوه های ویژه استفاده کنی، برای فیلمت موسیقی بسازی یا کپی رایت موسیقی بپردازی، همه و همه در بودجه تاثیر می گذارند.

 به نظر شما بهترین مکان برای نمایش فیلم های مستند کجاست؟

متیو کلی: به نظرم هر جا که دسترسی مخاطب به آن وجود داشته باشد بهترین مکان است. دسترسی مهمترین اصل است. چه اینترنت یا جشنواره یا تلویزیون و یا نمایش خصوصی. برای من واقعا مهم نیست. هر جا که مخاطبی وجود داشته باشد که قدر کاری را که کرده ام بداند، بهترین جا برای نمایش فیلمم است. وقتی فیلمت از جایی پخش می شود، احساس عجیبی به تو دست می دهد. نمی دانی چه کسانی آن را نگاه می کنند و عکس العمل شان چه خواهد بود. فقط می دانی کسانی هستند که شاهد فیلمتند. نکتۀ مثبت پخش فیلم مستند در جایی مثل تلویزیون این است که مستند تو می تواند مردم عام را وادار به تفکر درباره موضوعی خاص از منظری متفاوت کند. معمولا پس از نمایش مستندهایم در تلویزیون، تلفن های فراوانی از مردم دریافت می کنم که می گویند، فیلمم را دیده اند و آن را بسیار جالب یافته اند. می گویند که هرگز به آن موضوع به صورتی که در فیلم  آمده فکر نکرده بوده اند و این همان زمانی است که با خود می گویی توانسته ای کسی را تحت تاثیر قرار دهی. این یک دستاورد است. ما می توانیم در خلوت خود بهترین تولیدات شخصی عالم  را داشته باشیم. اما بدون مخاطب، تمام تجربه و ارزش آن از بین می رود.

تاثیر جشنواره های مستند بر روی مستند سازی استرالیا چیست؟

متیو کلی: اگر مستند مستقل و بلند بسازی، جشنواره ها تنها مکان برای نمایششان هستند. مثلا جشنواره فیلم سیدنی، اکثر مستندهای بلند فیلم سازان استرالیایی را نمایش می دهد. این تنها راه نمایش آن دسته از مستندهاست. بدیهی است در صورت موفقیت آن ها در جشنواره ها، امکان راهیابی آن ها به شبکه های تلویزیونی یا سینماهای کشور فراهم می شود. در استرالیا نمایش مستند در سینما بسیاربه ندرت اتفاق می افتد. شاید تنها یک یا دو مستند در سال. به اعتقاد من، جشنواره ها نقش بزرگی در ارتقا موقعیت یک مستند و نه لزوما در جذب سرمایه برای آن ایفا می کنند.

 شما در فیلم هایتان از راش های آرشیوی بسیاری استفاده می کنید. آیا آنها گرانند؟

متیو کلی: بله آن ها بسیار گرانند چون بسیار ارزشمندند و هر چه از عمرشان بگذرد به ارزششان افزوده تر می شود. علاوه بر راش های آرشیوی دولتی، تعداد بیشماری راش های آرشیوی خصوصی ارزشمند نیز در سرتاسر دنیا وجود دارد که بسیار گرانند. بنابراین، بدون برخورداری از بودجه ای قابل توجه، استفاده از آرشیو در یک فیلم کار بسیار دشواری است.

قیمت آن ها معمولا چقدر است؟

متیو کلی: بستگی دارد. قیمت راش های آرشیوی شبکه های دولتی ۷۰ الی ۸۰ دلار در ثانیه است و قیمت راش های آرشیوی شبکه های خصوصی ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در ثانیه . بدیهی است بدون آن ها نمی توانی داستانی را که می خواهی بازگو کنی  و تنها راهی که می توانی دورۀ گذشته را زنده کنی، استفاده از همان راش هاست. شاید راه دیگر این باشد که از طراحی یا نقاشی و عکس استفاده کنی که به نظرم راضی کننده نیست.

آیا در شرایط کنونی مستند سازی در استرالیا، مشخصا موردی وجود دارد که شما با آن مخالف باشید؟

متیو کلی: نه لزوما. ببینید، شما با چشمانی باز وارد این عرصه می شوید و همه چیز را می دانید. یک مستند ساز می داند که مشهور و پولدار نخواهد شد. او با نیتی متفاوت، به مستند سازی رو می آورد. چیزهای دیگری غیر از شهرت و ثروت او را به این سمت پیش می رانند. دغدغه اصلی یک  مستند ساز، برملا کردن داستان هایی است که مردم از آن آگاه نیستند. تمام هدف مستندسازی همین است. مستند ساز یا این شرایط را می پذیرد یا آن را خیلی سخت می یابد و سراغ کار دیگری می رود.

در چند فیلمی که از شما دیدم توجه به مسائل اجتماعی، حقوق بشر و بی عدالتی بیشتر به چشم می خورد. از چه منظری به این موضوعات نگاه می کنید؟

متیو کلی: موضوعاتی که به تاریخ اجتماعی مردم می پردازند برایم بسیار مهمند.  موضوعات فیلم های من غالبا درباره مردمانی است که در حاشیه اجتماع هستند. اینکه چرا آن ها در آن موقعیت هستند و چه عاملی باعث آن است؟ سعی می کنم عوامل اطراف آن ها را بررسی کنم. چیزی نادرست می بینم و با فیلمم می خواهم اجازۀ وقوع آن را ندهم حتی اگر به قیمت گرانی برایم تمام شود. به اعتقاد من، داستان یک فیلم می بایست مخاطب را هم  به لحاظ عقلانی و هم احساسی درگیر خود سازد. این خیلی مهم  است که مخاطبت را هم وادار به تفکر و هم درک موضوعت بکنی.  پیدا کردن کاراکترهایی که منجر به این واکنش در مخاطبین  فیلمت  شوند واقعا سخت است. اما اگر موضوع فیلمت را به درستی درک کنی، به اتفاقی که در دنیای آن رخ می دهد واقف شوی، تاثیر کاری را که می کنی بدانی و هزینه ای را که قرار است بپردازی قبول کنی، آن وقت است که مستند واقعیت را خواهی ساخت. وظیفه اصلی من در زندگی، ساخت فیلم مستند است و دغدغه اصلیم این نوع رویکرد به مستندسازی است. تنها در این صورت است که احساس کامل بودن می کنم.

فقط اینکه اعتقاد دارم مستند سازی همچنان، مدیومی بسیار مهم در عرصه ای است که زندگی می کنیم. مستندسازی آزمودن شرایط انسان هاست و به من حس شریک شدن می دهد.  بررسی اینکه چرا آدم ها در فلان موقعیت هستند. چرا ما اینجا هستیم؟ و مسائلی از این قبیل. این بسیار حیاتی است که ما مستندسازانی داریم که مشتاقند تا داستان هایی را که دیدنش برای مردم سخت است و لزوما خوشایندشان نیست کشف کرده و نمایش دهند. در استرالیا، خیلی آسان می توانی از زندگیت راضی باشی چون استانداردهای خوبی برای زندگی وجود دارد. اما این بدین معنی نیست که ما باید از همه چیز راضی باشیم. چیزهای فراوانی در جامعه ما وجود دارد که نادرست است و این دیگر به دغدغه افرادی بستگی دارد که خواهان پرده برداری از آن ها هستند. به نظرم این نقش اصلی تمام مستندسازان دنیا است. فیلم داستانی هم چالش های خودش را دارد اما فیلم مستند با مردمان واقعی و موقعیت های واقعی سر و کار دارد. فیلم مستند درباره حقیقت است و این همان چیزی است که واقعا بر روی مردم تاثیر می گذارد. فکر می کنم تا وقتی جامعه بشریت وجود دارد، همواره راه برای ما هست تا ادامه دهیم. 

مستندسازی، آزمودن شرایط انسان هاست
برچسب ها :     
دیدگاه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *