در مذمت مستندنسازی در حرفه‌ی مستندسازی

شنبه ۶ اردیبهشت, ۱۳۹۹

«در مذمت مستندنسازی در حرفه‌ی مستندسازی» *

مقدمه‌ای بر سالشمار زندگی و آثار محمدرضا مقدسیان

آزادی رضاییان‌مقدم

در پژوهش و تنظیم سالشمار زندگی و آثار یک هنرمند فرض ابتدایی بر این است که کسی چیزی نمی‌داند . یعنی هنوز درست نمی‌دانیم بر او چه گذشته، چه کارهایی کرده و چه نکرده. سالشمار عقب‌گردی مستدام و آهسته در زمان است و در حرکت پیوسته‌ی آن باید که بتوان شمایل هنرمند را شناخت و گوشه‌هایی از زندگی‌اش را دانست و به پیرنگی از نگرش، سلیقه و مواضع اجتماعی و سیاسی‌اش پی برد. ثبت دقیق این حرکت می‌تواند امکان بررسی و تحلیل آثار آن هنرمند را به وجود بیاورد و یا سرنخ‌هایی برای پژوهش در سیر تاریخی آن حرفه به ‌دست دهد.

محمدرضا مقدسیان پژوهشگر و مستندساز محبوب و کم‌نظیر را از دست داده‌ایم . در پی راه آمده‌اش و برای بازسازی آن جست‌وجو می کنم. گردآوری سال‌ها کار و تلاش و حفظ میراث گرانبهای دستاوردهایش مقصود من است. نتیجه اما چندان خوشایند نیست؛ با منابعی بسیار محدود و گاه ناقص مواجه‌ایم. وقایع سهل‌انگارانه و بی‌دقت درج شده‌اند. عناوین و فعالیت‌ها نیمه کاره و گاه نادرست ثبت شده‌اند. گفت وگوها اغلب با ویراستی نه چندان درست و عجولانه پیاده شده‌اند. فرضم به اصلی تلخ تبدیل می‌شود: مثل این که کسی درست نمی‌داند بر او چه گذشته، چه کرده و چه نکرده است. از همراهان و همکارانش می پرسم، اما می‌دانیم که نمی‌توانیم تنها به این « یادم نیست »‌ها و « مثل این که »‌های حافظه‌هامان تکیه کنیم. در مستندسازی بر بستری از جدی نگرفتن ثبت و مستندسازی در حرکتیم.

تحلیل‌ها و یادداشت‌های بسیار اندکی بر آثار مقدسیان نوشته شده و کمتر مقاله و یا کتابی به طور اختصاصی به سینمای او پرداخته است. به نظر می‌رسد بزرگواری و فروتنی مقدسیان هم خودش عاملی می‌شود برای بی‌توجهی به کمبودها . این نقصان هشداری است نسبت به کاستی‌های جدی در امر آموزش و عدم اتصال در حلقه‌ی انتقال تجربه‌ها و داده‌ها به نسل‌های بعدی. اگر از دایره‌ی مستندسازان هم نسل او دورتر برویم، اغلب، آثار او را نمی‌شناسند. می‌توان گفت به جز مستند « گفت و گو در مه » که در  مجموعه‌ی « هوای تازه » منتشر شد و پخش آن از شبکه بی بی سی فارسی بر اقبالش افزود؛ آثار او به خوبی دیده نشده‌اند. 

هر چه می‌گذرد بیشتر اصرار می‌کنم تا همه‌ی عناوین، تاریخ‌ها و چگونگی‌ها روشن و دقیق بشوند . این حرف آربی اُوانسیان از ذهنم بیرون نمی‌رود که « ذهن ایرانی اصلا به مساله‌ی سند ایمان ندارد، به یک جور وفاداری، به یک ارزش به اصطلاح عینی زمینی. تمام تاریخ ایران را نگاه کنید اصلا بر پایه ی سند جلو نمی رود.»**  ولی سینمای مستند که دیگر نمی تواند این‌قدر سند گریز و سهل انگار باشد. من سعی کردم به لطف و یاری همراهان محمدرضا مقدسیان بخش بسیار کوچکی از اسناد تاریخ سینمای مستند ایران را تنظیم کنم تا در آن هنگامی که دیگر یادها و خاطره‌هایی نیست، اسناد برای نسل‌های بعدی روشن باقی بماند.

در مذمت مستندنسازی در حرفه‌ی مستندسازی
  • پانویس‌ها

    *چاپ شده در ششمین شماره‌ی فصلنامه تخصصی سینما حقیقت، تابستان ۱۳۹۴

    **« گفته هایی دور اما هنوز تازه »، گفت‌و گوی همایون امامی با هوشنگ آزادی‌ور، محمدرضا اصلانی و آربی اوانسیان، نقد سینما، شماره ۳۰، ص ۸۷.

دیدگاه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *